«همه انسان ها در لحظاتی از زندگيشان خود را تنها احساس می كنند.و تنها هم هستند.زيستن يعنی جدا شدن از آن چه بوديم برای رسيدن به آن چه در آينده مرموز خواهيم بود.تنهايی عميق ترين واقعيت در وضع بشری است.انسان يگانه موجودی است كه می داند تنهاست و يگانه موجودی است كه در پی يافتن ديگری است.طبيعت او ، اگر بتوان اين كلمه را در مورد بشر به كار برد كه با «نه» گفتن به طبيعت خود را «ساخته» است،ميل و عطش تحقق بخشيدن خويش در ديگری را در خود نهفته دارد.انسان خود درد غربت و بازجستن روزگار وصل است.بنابراين آنگاه كه او از خويشتن آگاه است از نبود آن ديگری،يعنی از تنهايی اش نيز آگاه است.
جنين با دنيای پيرامون خود يكی است؛زندگی ی ناب خام است،نا آگاه از خويشتن.وقتی كه زاده می شويم رشته هايی را می گسليم كه ما را به زندگی كور در زهدان مادر،جايی كه فاصله ای ميان خواستن و ارضا نبيست،پيوند می داد.ما اين تغيير را چون جدايی و از دست دادن،چون وانهادگی،چون هبوط به دنيايی غريبه و خصم در می يابيم.بعدها اين حس بدوی از دست دادن تبديل به احساس تنهايی می شود،و باز بعد تر تبديل به آگاهي:ما محكوم هستيم كه تنها زندگی كنيم،اما محكوم بدان نيز هستيم كه از تنهايی خويش در گذريم و پيوندهايی را كه ما را با زندگی در گذشته ای بهشتی مربوط می ساخت،دوباره برقرار كنيم.ما همه نيرو هايمان را به كار می گیريم تا از بند تنهايی رها شويم.برای همين احساس تنهايی ما اهميت و معنايی دوگانه دارد:از سويی آگاهی بر خويشتن است،و از سوی ديگر آرزوی گريز از خويشتن.تنهايی،اين وضع محتوم زندگی ما،در نظر ما نوعی آزمايش و تطهير است كه در پايان آن عذاب و بی ثباتی ما محو می شود.به هنگام خروج از هزارتوی تنهايی،به وصل(كه آسودن و شادی است)به كمال و هماهنگی با دنيا می رسيم.در زبان رايج اين دوگانگي با يكسان شمرده شدن تنهايی و رنج انعكاس می بايد.درد عشق همان درد تنهايی است.آميزش و تنهايی مخالف هم و مكمل هم هستند.نيروی رهايی بخش تنهايی به احساس تقصير گنگ و در عين حال زنده ما روشنی می بخشد: تنهايی هم جرم ما و هم بخشودگی ماست.مجازات ماست اما در عين حال بشارتی است براين كه هجران مارا پايانی است.اين ديالكتيك بر همه زندگی بشر حكمفرماست.»
+
نوشته شده در شنبه 3 آذر1386ساعت 16:33 توسط kash
|
دو فنجون قهوه...
پروفسور فلسفه با بستهسنگینی وارد کلاس درس فلسفه شد و بار سنگین خود را روبرویدانشجویانخود روی میز گذاشت
وقتی کلاس شروع شد، بدون هیچ کلمه ای، یک شیشه بسیار بزرگ از داخل بسته برداشت
و شروع به پر کردن آن با چند توپ گلف کرد.
سپس
از شاگردان خود پرسید که، آیا این ظرف پر است؟
و همه دانشجویان موافقت کردند
سپس پروفسور ظرفی از سنگریزه برداشت و آنها رو به داخل شیشه ریخت و شیشه رو به آرامی تکان داد
سنگریزه ها در بین مناطق باز بین توپ های گلف قرار گرفتند؛سپس دوباره از دانشجویان پرسید که آیا ظرف پر است؟ و باز همگی موافقت کردند.
بعد دوباره پروفسور ظرفی از ماسه را برداشت و داخل شیشه ریخت؛ و خوب البته، ماسه ها همه جاهای خالی رو پر کردند
او یکبار دیگرپرسید که آیا ظرف پر است و دانشجویان یکصدا گفتند: "بله".
بعد پروفسور دو فنجان پر از قهوه از زیر میز برداشت و روی همه محتویات داخل شیشه خالی کرد
"در حقیقت دارم جاهای خالی بین ماسه ها رو پر می کنم!" همه دانشجویان خندیدند.
در حالی که صدای خنده فرو می نشست، پروفسور گفت
" حالا من می خوام که متوجه این مطلب بشین که این شیشه نمایی از زندگی شماست، توپهای گلف مهمترین چیزها در زندگی شما هستند – خانواده تان، فرزندانتان، سلامتیتان، دوستانتان و مهمترین علایقتان- چیزهایی که اگر همه چیزهای دیگر از بین بروند ولی اینها باقی بمانند، باز زندگیتان پای برجا خواهد بود.
اما سنگریزه ها سایر چیزهای قابل اهمیت هستند مثل کارتان، خانه تان و ماشينتان. ماسه ها هم سایر چیزها هستند- مسایل خیلی ساده
پروفسور ادامه داد
اگر اول ماسه ها رو در ظرف قرار بدید، دیگر جایی برای سنگریزه ها و توپهای گلف باقی نمی مونه، درست عین زندگیتان. اگر شما همه زمان و انرژیتان را روی چیزهای ساده و پیش پا افتاده صرف کنین، دیگر جایی و زمانی برای مسایلی که برایتان اهمیت داره باقی نمی مونه. به چیزهایی که برای شاد بودنتان اهمیت داره توجه زیادی کنین، با فرزندانتان بازی کنین، زمانی رو برای چک آپ پزشکی بذارین. با دوستان و اطرافیانتان به بیرون بروید و با اونها خوش بگذرونین.
همیشه زمان برای تمیز کردن خانه و تعمیر خرابیها هست
همیشه در دسترس باشین.
.....
اول مواظب توپ های گلف باشین، چیزهایی که واقعاً برایتان اهمیت دارند، موارد دارای اهمیت رو مشخص کنین
بقیه چیزها همون ماسه ها هستند.
یکی از دانشجویان دستش را بلند کرد و پرسید
پس دو فنجان قهوه چه معنی داشتند؟
پروفسور لبخند زد و گفت: خوشحالم که پرسیدی. این فقط برای این بود که به شما نشون بدم که مهم نیست که زندگیتان چقدر شلوغ و پر مشغله ست، همیشه در زندگي شلوغ هم ، جائي برای صرف دو فنجان قهوه با یک دوست هست
+
نوشته شده در جمعه 25 آبان1386ساعت 18:32 توسط kash
|
عدد اهریمن (666)
عدد اسرار آمیز 666 به « عدد شیطان » (The number of the beast) یا « نشان شیطان » (sign of the beast) معروف است. این عدد به کتب ضدمسیح (Antichrist) تعلق دارد و همچنین در کتاب مقدس مکاشف یوحنا (Revelation) در بخش 13 و شعر 18 با عنوان « کامل بودن » (to be exact) این عدد ذکر شده است که متن آن چنین است: Here is wisdom. Let him that hath understanding count the number of the
beast: for it is the number of a man; and his number is 666 « در اینجا خرد هست. بگذار آنکه فهمی دارد عدد شیطان را بشمارد زیرا آن عدد مردی است و عدد او 666 است. » البته منبع پیدایش این عدد به این عنوان کاملاً مشخص نمیباشد. در مورد این عدد فیلمها و داستانهای مختلفی ساخته شده اند که اغلب آنها از سری فیلمها و داستانهای ترسناک هستند، از جمله فیلم Pulp Fiction و یا داستان The Da VinciCode(رمز داوینچی). در این داستان این حدس وجود دارد که هرم شیشه ای موجود در موزه لور(Louvre) پاریس، به شیطان اختصاص دارد و از 666 قطعه شیشه ساخته شده است. همچنین عدد 666 را میتوان به نوعی در اسامی نیز پیدا کرد. مثلاً مجموع کد اسکی (ASCII) کاراکترهای کلمه INDONESIA (اندونزی) برابر با 666 است. صرف نظر از داستانها و مطالب اسرار آمیزی که در مورد این عدد نوشته و گفته میشود، مطالعات ریاضیدانان در مورد این عدد نشان میدهد این عدد در حیطه ریاضی هم دارای خواص بسيار جالبی است که برای مطالعه در این زمینه به ویژگیهای ریاضی عدد شیطان ميتوانيد مراجعه کنید.
+
نوشته شده در جمعه 18 آبان1386ساعت 1:20 توسط kash
|
Yahoo افتضاح ببار آورد
سلام دوستان خوبم.
اگه در چند وقت اخير براي ساختن يه ID جدید به سایت Yahoo سر زده باشید، حتما متوجه ي يه مساله ي "متاسفانه اين بار هم سياسي" شده ايد و اون حذف اسم Iran از ليست كشور هاست.
راستش ترجيح ميدم فقط شما رو به يه آدرس لينك بدم كه بتونيد در مورد گندي كه Yahoo ببار آورده و پاسخ جالب برخي نمايندگان علمي كشورمون به اين افتضاح و... اطلاعاتي رو بدست بياريد و خودتون در موردش قضاوت كنيد...
+
نوشته شده در چهارشنبه 9 آبان1386ساعت 1:20 توسط kash
|
آموزش جنسي سالم
سلام دوستان خوبم. باز هم خدمتتون عرض ميكنم كه هدف از انتشار مقالات علمی اينچنيني، صرفا بيان اين مطلب بوده كه برخي عادات جنسي اشتباه باعث سست شدن پايه هاي زندگي عاشقانه شده و تاثيرات بعضا غير قابل جبراني را ببار مياره...